معرفی کامل بقعه پیربکران
پیرِبَکْران، بُقْعه، آرامگاه محمدبن بکران، از عارفان و مشایخ صوفیه (د ۷۰۳ق / ۱۳۰۴م)، در شهری به همین نام، در ۲۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان. آرامگاه در نزدیکی بقایای یک مجموعۀ مقدس یهودیان شامل آرامگاه استراخاتون قرار دارد و بدین لحاظ این بنا نیز محل زیارت و تکریم یهودیان است (هرتسفلد، ۱۷۷؛ پوپ، ۱۰۷۷؛ تحقیقات میدانی).
ارنست هرتسفلد نخستین پژوهشگری است که در ۱۳۰۲ش / ۱۹۲۳م از این بنا بازدیدکرده، و آن را متعلق به ملکه سوزان دانسته است که سپس یک صوفی را در آن دفن کردهاند. وی سبک معماری آنرا تقلید کوچکی از طاق کسرى وصف کرده است (ص ۱۷۷- ۱۷۸). راجر استیونس نیز در سفرنامۀ خود به توصیف بنای پیربکران پرداخته است (ص ۷۰۱ -۷۰۲). آندرهگدار نخستین کسی است که با ارائۀ عکس و نقشه، بررسی تخصصی این بنا را طی مقالهای در آثار ایران منتشر کرد (ص ۲۹-۳۵). پوپ نیز در کتاب خود، بررسی هنر ایران، بنا را از لحاظ معماری و تزیینات آن، همراه تصاویر و نقشه بررسی کرد. او معتقد است بنای پیربکران در راستای سنت معماری ساسانی ساخته شده است (ص ۱۰۷۷-۱۰۷۹). دونالد ویلبر نیز دربارۀ معماری این بنا، تزیینات و دورهبندی آن بهطور مفصل درکتاب خود بحث نموده است (ص ۱۲۱-۱۲۴).
لطفالله هنرفر نخستین محقق ایرانی است که اقدام به معرفی این بنا کرده است. وی ضمن معرفی اجمالی بنا، بخش عمدۀ کتیبههای آنرا قرائت و منتشر کرد (ص ۲۵۳-۲۶۶). روزاریو پائونه[۱] مهندس معمار عضو هیئت ایزمئو چندی پس از تعمیرات کاملی که طی سالهای ۱۳۵۳- ۱۳۵۸ش / ۱۹۷۴- ۱۹۷۹م در این بنا انجام داد، نتیجۀ مطالعات خود را دربارۀ ویژگیهای معماری و تزیینات آن و مقایسه با دیگر بناهای مهم هم دورۀ آن در اصفهان (۱۹۸۱م) منتشرکرد. ارنست گروبه نیز همان سال در مقالهای کوتاه تزییناتگچبری پیربکران را به چاپ رسانید (ص ۸۷-۹۰)؛ و سرانجام در سالهای اخیر در یک تکنگاری کامل مقبرۀ پیربکران از جنبههای مختلف، به ویژه تزییناتگچبری مورد تحلیل قرارگرفته است (نک : طحانی، سراسر پایاننامه).
مقبرۀ پیربکران شامل ورودی ، دالان و هشتی، ایوان، اتاق آرامگاه و اتاق پیر در محوطهای به شکلL طی چند دورۀ ساختمانی شکل گرفته است. هر چند این بنا در حال حاضر بقعه خوانده میشود، ولی به لحاظ گونهشناسی و نقشه با سایر آرامگاههای این دوره همانندی ندارد، زیرا کاربری اولیۀ بنا مکانی برای تدریس محمدبن بکران بوده است که پس از درگذشتش ــ در همانجا کـه به افتخار او بـرپا شده بـوده ــ به خاک سپرده شد، و از آن تاریخ به آرامگاه تبدیلگردید. از سوی دیگر این ساختمان هیچ یک از ویژگیهای مدارس معیار این دوره، از جمله نقشۀ ۲ یا ۴ ایوانی را در بر ندارد. این تغییر کاربری با الحاق بخشهای دیگری به نقشۀ اولیه نیز همراه بوده است. برای برپایی این بخشها از لاشه سنگ، گچ، آجر، خشت، آهک و چوب استفاده کردهاند. جرزها و دیوارهای اصلی بقعه با استفاده از مصالح سنگ لاشه و ملاط گچ فراوان (سنگ غوطهور در گچ) ایجاد شده که از این لحاظ قابل مقایسه با شیوۀ مشابه آن در دورۀ ساسانی است و بر همین اساس پوپ آن را بازگشتی به سنت معماری دورۀ ساسانی به شمار آورده است (همانجا). از آجر نیز به عنوان مصالح ساختمانی ثانوی برای شکلدهی چفتها، طاقها و طاقنماها استفاده کردهاند؛ از گچ هم به عنوان ملاط در ساختار و اندود نمای بدنهها و همچنین مهمترین مادۀ تزیینپذیر در این بنا بهره جستهاند.
بنای پیربکران طی ۴دورۀ مختلف شکل گرفته است. اتاق پیر هستۀ نخستین بناست. این اتاق که زمان دقیق احداث آن نیز مشخص نیست، در بخش شمالی بنا واقع است و نقشهای مربع ـ شکل، به ابعاد ۴۵ / ۳×۴۰ / ۳ متر دارد. ورودی کوتاه اتاق با ارتفاع ۷۰ سانتیمتر در میانۀ ضلع جنوبی قرار گرفته است که آن را به اتاق آرامگاه مرتبط میسازد. در هر یک از گوشهها یک سهکنج قرار دارد که از طریق آنها اساس مربع به دایره تبدیل، و طاق را اجرا کردهاند.
در دورۀ دوم همانند سنت معماری ساسانی، ایوانی رفیع با مصالح سنگ لاشه و ملاط گچ فراوان برپا شده، و با پوشش طاقآهنگ به پهنای ۷۰ / ۶ متر و بلندای ۱۴متر نمایشگر تناسبهای دورۀ ایلخانی است. ایوان دارای ۳ طبقه، با محوری شمالی جنوبی، و طاق جناغی است که در مرکز بدنۀ شمالی قرار دارد و در دو سو با ردیفی از طاقنماها و نغولها در برگرفته شده، به اتاق پیر پیوند یافته است. ضخامت دیوارهای شرقی و غربی ایوان متفاوت است و در برخی قسمتها به پهنای ۷۰ / ۳متر میرسد. پسنشستها و طاقنماهایی در نماهای داخلی و بیرونی آن ایجاد شده که در بخش بیرونی برای سبک کردن بار ساختمان و تأمین روشنایی، و در بخش داخلی برای فضاسازی و خارج کردن دیوارها از یکنواختی و ایجاد بستری مناسب برای اجرای تزیینات بوده است. اندازههای ایوان ۱۰ / ۹×۷۰ / ۶ متر است و بر دیوارهای شرقی و غربی آن دو ایوانچه تعبیه شده است. در حد فاصل ایوانچههای جنوبی و شمالی بدنۀ شرقی نزدیک دیوار ایوان قطعه سنگی از زمین بیرون زده که در شکل طبیعی آن چندین فرورفتگی وجود دارد و در فرهنگ عامۀ مردم، جای پای دلدل (اسب حضرت علی(ع))، و یا جای پای اسب الیاس نبی پنداشته میشود (هنرفر، ۲۵۷).
پلکان گوشۀ شمالشرقی بنا طبقات را بههم مرتبط میکند. طبقۀدوم شامل غلامگردشهاییاست که پیرامون۳جانب شرقی، شمالیوغربی ایوان میگردد.طبقۀ سوم نیز از غلامگردشهایی تشکیل شدهاست که در ۳ جانبایوان همانند طبقۀ زیرین و منطبقبا آنها قرار دارد.دورۀ سوم معماری اینبنا که بهطور قطع پس از مرگ محمدبن بکران ساخته شده، برپایی دیواری است که تا نیمی از ایوانارتفاع دارد و دهانۀ آن را مسدود میکند.این دیوار با جهت شرقیـغربیبه درازای ۵ / ۵ متر است،و محراب بنا با عرض ۹۰ / ۳ متر و عمق ۷۵ سانتیمتر با اندکیفاصله(۵۰ سانتیمتر)نسبت به محور تقارن در میان ایندیوار ایجاد شده است.در زمان مرمتبنا در دورۀ معاصر برای استحکام هر چه بیشتر ایندیوار یک پشتبند ستبر نیز در بیرونآن ایجاد کردهاند.اتاقآرامگاه کهبا احداث دیوار شمالی بهوجود آمده،محوطۀ کوچکومستطیلشکلی است که سنگمزار پیر را دربردارد.
دورۀ چهارم بنا عبارت از احداث یک پیشْ طاق و دالان در منتهىالیه جنوبی ضلع شرقی، با محوری عمود بر ایوان است. پیشطاق عبارت است از یک دهانه طاق جناغی در قابی مستطیل شکل با دو ردیف عمودی طاقنما و نغول در دو سوی آن (نک : نقشه؛ تحقیقات میدانی).
تزیینات بنا
تزیینات بهکاررفته در سطوح داخلی و خارجی این بنا به ترتیب اهمیت شامل تزیینات گچی به صورت انواع گچبری، اندود، بندکشی کاذب و تزیین گچی مُهری، تزیینات کاشی به صورت کاشیهای اختری و چلیپایی فیروزهای و لاجوردی رنگ، تلفیق آجر و کاشی، تلفیق گچ و کاشی، کاشی لعاب پران، مقرنسکاری و نقاشی است. این تزیینات برای شکلدهی انواع نقشمایههای گیاهی، هندسی، نوشتاری و تلفیقی به کار رفتهاند.
اتاق پیر
بدنهها و سقف این اتاق گچاندود است و روی آن آثاری از نقاشی با رنگهای سرخ، آبی و زرد دیده میشود. در منطقۀ انتقالی و دیوار جنوبی کتیبهای به دو قلم ثلث و کوفی در دو ردیف گچبری شده که بخش عمدۀ آن از میان رفته است و بخشهای باقیمانده با زمینۀ لاجوردی، حاوی قسمتی از آیۀ ۴۸ سورۀ فتح به قلم ثلث، و قسمتی از سورۀ دهر به خط کوفی است (هنرفر، ۹۵). درست روی درگاه ورودی در قابی مستطیلشکلعلاوه بر تزیینات گیاهی سادۀ گچبری، سورۀ اخلاص به قلم ثلث بر زمینۀ لاجوردی گچبری شده، و در میان این قاب عبارت «فسیکفیکهم الله» به خط کوفی تزیینیگچبری شده است. این اتاق مورد تکریم یهودیان نیز هست و نوشتههای یادگاری فراوانی به خط عبری بر دیوارهای آن به چشم میخورد. نکتۀ مهم دربارۀ این اتاق اندکی انحراف آن نسبت به محور ایوان است که خود دلیلی برقدمت آن بر سایر بخشهای اصلی ساختمان است.
تزیینات معماری و گچ بری
ایوان
آثاری حاکی از وجود تزیینات گچبری بر روی طاقنماها و نغولهای دوسوی ایوان مشهود است. درکل نمای بیرونی ایوان هماهنگ با سایر بدنههای بیرونی ساده و بیپیرایه است. بیشترین میزان تزیینات بنای پیربکران در بخشهای مختلف ایوان به کار رفته است. این تزیینات به ترتیب اهمیت و میزان کاربرد آنها شامل انواع مختلف گچبری از جمله گچبری با طرح آجرکاری، نقوش گیاهی و هندسی و تزیینات نوشتاری با خطوط کوفی ساده، کوفی بنایی، کوفی تزیینی و ثلث، کاشیکاری، تلفیق گچبری و کاشی، تلفیق آجرکاری و کاشی، و قطاربندی است. ازارۀ ایوان را در بدنههای شرقی و غربی با کاشیهای آبی لاجوردی و آبیفیروزهای نوع اختری و چلیپایی پوشانده بودهاند که بخش عمدۀ آنها از میان رفته، و فقط داغ آنها برجای مانده است. اینگونه تزیین که یکی از شیوههای رایج در دورۀ ایلخانی است، با نمونههای به کار رفته در خانقاه شیخ عبدالصمد در نطنز قابل مقایسه است. بر بالای این ازاره بر دو نوار باریک و پهن کتیبههایی به قلم ثلث (نوار پهن) وکوفی گچبری شده است که سراسر بدنههای شرقی و غربی ایوان را میپوشاند. کتیبۀ اول آیات ۱۵ تا ۱۹ سورۀ مبارکۀ دهر را در بردارد که با رقم هنرمند «عمل محمدشاه نقاش» پایان مییابد. کتیبۀ دوم به خط کوفی بنایی حاوی آیةالکرسی است که با عبارت ذکر مرسوم تمام میشود (هنرفر، ۲۵۶).
در بدنۀ شرقی، بر بالای ازاره دو نوار حاوی آیاتی از قرآن با گچبری بـه شیـوۀ طرح آجرکاری ــ بنـدکشـی کاذب ــ کـه از تزیینات رایج دورۀ ایلخانی است، به کار رفته است. در بخش شمالی نام «ابوبکر» و در بخش جنوبی «و عمر» در زمینهای شطرنجی گچبری شده است. قرینۀ همین تزیین در جبهۀ مقابل نیز اجرا شده است و نام «و عثمان» در بخش شمالی «و علی» را در بخشجنوبی نشان میدهد.
در ایوانچۀ شمالی بدنۀ شرقی ایوان بربالای دو نوار کتیبههایی که یاد شد، تزیینات زیبای گچبری با نقوش گیاهی وجود دارد که در بخش فوقانی آن «بسمالله الرحمٰن الرحیم سبحان الحی الباقی»، به خط کوفی گچبری شده است. در قسمت میانی بدنۀ جنوبی این ایوانچهکتیبۀ تاریخیمهم بنا که حاوی تاریخ ۷۱۲ق است به قلم ثلث بر زمینۀ نقوش گیاهی گچبری شده است: «هذه الصفة المبارکة لشیخ المشایخ المسلمین قدوة ارباب المحققین محمد بن بکران قدسالله روحه العزیز سنة اثنی عشر و سبعمائه» (همو، ۲۵۸).
بر پهلوی شمالی ایوانچۀ ضلع شرقی بر زمینۀ یک قاب مربعشکل به اندازۀ تقریبی ۲×۲ متر کتیبهای گچبری به خط کوفی بنایی شامل صلواتکبیره است (همو، ۲۵۷). این کتیبه با توجه به قسمتهای باقیمانده با تراشیدن بخشی از گچبری قبلی این بدنه که به شیوۀ طرح آجرکاری تکرار نام «و عمر» را نشان میدهد، اجرا شده، و عملاً مبین تعلق آن به یک دورۀ ثانوی در تزیین این بخش است و از سوی دیگر برتری تشیع را بر تفکر جاری قبلی (با توجه به مفاد کتیبهها) که تسنن بوده است، نشان میدهد.
تزیینات معماری، گچبری و کاشیکاری
در بدنۀ غربی در ایوانچه قرینۀ جبهۀ مقابل تزیینات زیبایی از گچبری و کاشیکاری به چشم میخورد. در بدنۀ مقابل این ایوانچه در هر یک از گوشهها یک ستونچۀ تزیینی گچی قرار دارد که اجرای نام «محمد» به خط کوفی بنایی به شیوهای است که تکرار آن در قسمت برجسته و زمینه هر دو به صورت معکوس نام «محمد» قابل خواندن است که طراحی این گونهکتیبۀ کوفی بنایی به ویژه در زمینهای مدور سخت مهارت میطلبد و نمونههای آن در ایران انگشت شمار است (تحقیقات میدانی). بر بدنۀ جنوبی این ایوانچه محراب کوچکی ساخته شده که پیرامون آن با کاشیهای خشتی، و کتیبهای به قلم ثلث شامل آیههای ۱ و ۲ سورۀ مبارکۀ دهر به شیوۀ لعاب پران کنده شده است که از تزیینات جالب توجه دورۀ ایلخانی است و تنها نمونۀ موجود در این بناست. بر بخش فوقانی ایوانچه کتیبهای به قلم ثلث شامل سورۀ اخلاص بر زمینۀ نقوش گیاهی گچبری شده است.
کتیبۀ دیگری نیز به خط کوفی در بدنۀ شمالی آن وجود دارد که «الملکلله» را به صورت گچبری برجسته نشان میدهد. در پهلوی شمالی این ایوانچه به قرینۀ جبهۀ مقابل کتیبهای شامل بسمله و بخش آغازین آیۀ ۲۳ سورۀ حشر و شماری از اسماء حسنى بهخط کوفیبنایی در مربعی بهاندازۀ تقریبی ۲×۲متر پس از تراشیدن تزیینات گچبری مرحلۀ اول «و عثمان»، بهصورت گچبریایجاد شده است (برای متن کتیبه، نک : همو، ۲۵۹-۲۶۰).
نیمگنبد قوس جناغی دارای مقرنسکاری است و طاقنماهای دو سوی آن به ترتیب: طاقنمای زیرین در هر طرف با تزیینات کاشی از نوع اختری و چلیپایی در بخش زیرین، گچبری و تلفیق گچ و کاشی در قسمت فوقانی آراسته شدهاند. طاقنماهای فوقانی در هر دو سو دارای تزیینات خاص آجرکاری است، به گونهای که در طاقنمای شرقی نام «علی» به خط کوفی بنایی دیده میشود و در طاقنمای غربی «حی» نیز به همان شیوه اجرا شده است (قرائت وحیدنیکو؛ نیزتحقیقات میدانی). بخش فوقانی دو قاب کناری ایوان با دو نغول پایان مییابد که کتیبۀ کاشیکاری به خط کوفی بنایی عبارت «الله، الله، ابوبکر، عمر، عثمان، علی، محمد» میان هر یک از آنها دیده میشود. پیرامون قاب کتیبۀ شرقی به شیوۀ کوفی بنایی تکرار «علی» در طرحی مثلثی گچبری شده است وگرداگرد کتیبۀ غربی تکرار «محمد» به همان شیوه دیده میشود (هنرفر، همانجا).
بر دیوار الحاقی شمال ایوان، متعلق به دورۀ سوم معماری بنا تزییناتی شامل کاشیکاری، گچبری و کتیبه وجود دارد که درون قابی مستطیل شکل اجرا شدهاند. در ۳جانب قسمت فوقانی این قاب،کتیبهای قرآنی شامل آیات ۱ تا ۷ سورۀ ىس به خط کوفی قرار دارد و پایین آن دورادورِ قوس کلیل آیات ۱ تا ۵ سورۀ فاتحه به خطکوفی بر زمینۀ نقوش گیاهیگچبری شده است (همو، ۲۶۱).
در بخش شرقی ایوان در زیر ردیف دوم قطاربندی بر نقوش ترنجی شکل تکرار عبارات «سبحان الله والحمدللٰه و لاالٰه الّا اللّٰه و اللّٰه اکبر»، و در بخش غربی تکرار عبارات «وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلّا باللٰه، العَلی العَظیم» به خط کوفی بنایی بر زمینۀ سرخ گچبری شده است (همو، ۲۶۵).
در طبقۀ دوم، هر یک از غلامگردشها آراسته به کاشیکاری و گچبری است. طرح خاص گچبریها در نگاه نخست نوعی خط کوفی بنایی را القا میکند، اما با اندکی تأمل و سنجش با شکل مهرهای آل تمغا شباهت خاصی با آنها دیده میشود که شاید از آنها تأثیر گرفته باشند (طحانی،۷۴). بر بدنۀ داخلی دستانداز این طبقه بقایای تزیینات گچبری چشمگیری جلب توجه میکند و در قسمت میانی آراسته به نقش محرابگونهای است که بقایای کتیبهای به قلم ثلث بر زمینۀ نقوش گیاهی بر قاب پیرامون آن به چشم میخورد؛ هر چند بخش عمدۀ کتیبه از میان رفته است، اما آیاتی از سورۀ اخلاص به خط کوفی در اطراف محراب دیده میشود (هنرفر، ۲۶۴).
در دو سوی قاب یادشده تنها کتیبۀ ادبی بنا شامل دو بیت شعر در مدح پیربکران قرار دارد که بر زمینهای با نقوش گیاهی بر نواری در بخش بالای دستانداز جای دارد: «آنرا که چنین همت عالی باشد / از زرق و ریا ومکر خالی باشد؛ شک نیست که همچو پیربکران به جهان / بر راهروان راه والی باشد»(قرائت وحیدنیکو؛ نیز تحقیقات میدانی).
در بخش جنوبی ضلع غربی همین طبقه طاقنمای تزیینی کوچکی قرار دارد که با نقوش گیاهی و «سُبْحانَ رَبّی الاَعْلى» به خط کوفی بنایی گچبری شده است (طحانی، ۷۶).
اتاق آرامگاه که با احداث دیوار شمالی شکل گرفته است، محوطۀ کوچک و مستطیلشکلی است که سنگ مزار پیر را دربردارد. این اتاق با کاشی، گچبری، تلفیق کاشی و گچبری و کتیبه آراسته شده است. دیوارها و طاق گچاندود شده، و با اجرای تزیینات گچبری و طرح آجرکاری، بر زمینۀ شطرنجی نامهای «الله، محمد، علی» تکرار شده است. در دیوار شرقی، طاقنمایی با قوس کلیل قرار دارد که در بخش میانی آن کتیبهای به خط کوفی بنایی بر زمینۀ سرخ در قابی مربع شکل «سبحاناللّٰهِ و الحمدللّٰهِ و لاالٰه الا اللّٰه و اللّٰه اکبر و لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» آمده است (هنرفر، همانجا) و طاقنمای قرینۀ آن در جبهۀ مقابل دارای تزیینی به رنگ سرخ است در قابی مربعشکل شامل آیات ۱۹تا۳۲ سورۀ دهر به خط کوفی بنایی (طحانی، ۱۴۱).
در منتهى الیه بخش بالای دیوار شمالی کتیبهای در دو ردیف به دو قلم ثلث و کوفی بر زمینهای لاجوردیرنگ نقش بسته است. کتیبۀ ثلث حاوی نام صاحب آرامگاه و تاریخ درگذشت (۷۰۳ق) اوست و کتیبۀ کوفی شامل آیات ۱ تا بخشی از آیۀ ۵ سورۀ فاتحه است که با «اِهْدِنا» پایان میپذیرد (هنرفر، همانجا). محراب بقعه که بر دیوار الحاقی دهانۀ ایوان (اتاق آرامگاه) برپاست، شاخصترین تزیین معماری موجود در این بناست که بر جانب شمالی دیواری که دهانۀ ایوان را مسدود کرده، برپاست ودر نوع خود یکی از شاهکارهای هنرگچبری دورۀ ایلخانی به شمار میآید، و با آثاری از این دوره چون محراب امامزاده ربیعه خاتون در موزۀ ملی ایران، محراب مسجد جامع اشترجان و محراب مسجد جامع هفت شویه قابل مقایسه است. این محراب آراسته به نقوش گیاهی، پیچ تزیینی و تزیینات نوشتاری است که با اجرایی استادانه ارائه شدهاند. کتیبههای آن به قلمهای کوفی ساده، کوفی بنایی و ثلث، بر زمینۀ لاجوردی و سرخ بوده که در برخی قسمتها باقی است. کتیبۀ کوفی که قاب مستطیل شکل محراب را دور میزند، حاوی آیةالکرسی است و در زیر آن بر یک نوار پهن به قلم ثلث آیات ۱ تا ۳ سورۀ دهر جای دارد. در زیر قوس میانی محراب در لابهلای نقوش گیاهی عبارتهای اللهاکبر، الحکملله، الملکلله، الحمدلله، و در بالای قوس محراب بر نواری باریک تکرار عبارات الله اکبر، الحکمللٰه، العظمة للٰه، الملک للٰه، الحمدللٰه، به خط کوفی بنایی تکرار شده است.
سنگ مزار پیر از مرمر است و در بخش فوقانی آن بر نواری باریک آیةالکرسی به قلم ثلث نوشته شده، و بر بدنۀ غربی صلوات کبیره، و در پایین آن کتیبهای حاوی تاریخ درگـذشت پیـر، و«سـراج» ــ استادکار حجـار ــ ثبت شده است (همو، ۲۶۲-۲۶۳). بر جانب شرقی سنگ مزار عبارتی دعایی که در انتها حاوی نام خوشنویس و محل کتابت ــ علی محمود بن محمد التبریزی بفیروزان ــ است، دیده میشود (همو، ۲۶۴). بر این اساس علی تبریزی در «فیروزان» (احتمالاً همان سهرو فیروزان امروز، روستایی در چند کیلومتری پیربکران) به انجام رسانده است. گور دیگری نیز در کنار مزار محمد بن بکران وجود دارد که هویت آن نامعلوم است.
نوشتههای یادگاری فراوانی در بخشهای مختلف بنا از زمانی نه چندان دور از احداث بنا تا زمان حاضر نوشته شده که کهنترین و احتمالاً نخستین آنها را فردی به نام علی ساوی در ۷۵۵ق / ۱۳۵۴م، یعنی ۴۳ سال پس از احداث بنا نوشته است. متن کامل این کتیبۀ یادگاری بدین شرح است: «الله مستعان، قدحضر العبد علی الساوی بتاریخ شهر جمادی الآخرة فی سنة خمس و خمسین و سبعمائه غفرالله له و لجمیع المسلمین» (طحانی، ۲۱).
ورودی بخش داخل پیشطاق با یک قطاربندی مقرنس پوشش شده که بخش عمدۀ آن ریخته است. تزییناتی شامل گچبری با طرح آجرکاری و کاشیکاری در قسمتهایی از آن همچنان به چشم میخورد.
ازارۀ دالان براساس داغ کاشیهای موجود بر سطح آن هماهنگ با سایر تزیینات کاشی بنا از نوع اختری و چلیپایی است که کاملاً از میان رفته است. بدنۀ دالان که به پیشطاق اولیه میپیوندد، تزییناتی شامل یک طاقنما و پیچ تزیینی دور آن است که بدنۀ داخلی آن تا پاکار قوس با کاشیهای اختری و چلیپایی پوشانده شده، و از آنجا تا تیزۀ طاق کتیبهای به خط کوفی حاوی سورۀ اخلاص گچبری شده است و یک نوار کتیبه حاوی آیةالکرسی نیز به صورت قاب، طاقنمای یاد شده را دربرگرفته است (هنرفر، ۲۵۴).
بنای پیر بکران به شمارۀ ۱۰۱ به ثبت تاریخی رسیده است (مشکوٰتی، ۳۳).
مآخذ
استیونس، راجر، «سفرنامه در سرزمین صوفی بزرگ»، اصفهان از دید سیاحان خارجی،ترجمۀ فیروز اشراقی، اصفهان، ۱۳۷۱ش؛ طحانی، لیلا، تزیینات گچبری مقبرۀ پیر بکران و جایگاه آن در هنر گچبری دورۀ ایلخانی ایران، پایاننامۀ کارشناسی ارشد، گروه باستانشناسی، دانشگاه تهران، شهریور۱۳۸۰ش(منتشر نشده)؛ مشکوٰتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانـی ایران، تهران، ۱۳۴۹ش؛ هرتسفلد، ارنست، تاریخ باستانـی ایران بر بنیاد باستـانشناسی، ترجمۀ علـیاصغر حکمت، تهـران، ۱۳۵۴ش؛ هنرفر، لطفالله،گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان، ۳۵۰ش؛ تحقیقات میدانی مؤلف؛ نیز:
Godard, A., «Le Tombeau de Pīr Bakrān», Athār-é Īrān, Haarlem, ۱۹۳۷, vol.II; Grube, E. J., «Ilkhanid Stucco Decoration: Notes on the Stucco Decoration of Pir-Bakran», Isfahan, Quaderni del Seminario di Iranistica, Uralo-Altaistica e caucasologia…, ed. G. Scarcia, Venice, ۱۹۸۱; Pope, A. U., «Islamic Architecture. H. The Fourteenth Century», A Survey of Persian Art, Tehran etc., ۱۹۶۸, vol. III; Wilber, D. N., The Architecture of Islamic Iran, Princeton , ۱۹۵۵